کتابم...
-
تاریخ: 1397/3/29 ساعت: 2:36
تصمیم دارم کتابمو ویراستاریشو به خانمی که هم دانشگاهی قدیم خواهرمه بدم.دانشجوی دانشگاه تهرانه.دارم کتاب را می نویسم تمام .دوست دارم توسعه اش بدم ،اما هزینه ی چاپش میره بالا.
رمانم ۲
-
تاریخ: 1397/3/10 ساعت: 2:50
دارم به اخرای کتابم می رسم.هرچند که هیچ کتابی اخر نداره اما دارم جمع بندیش می کنم که بیش از صد،صدوپنجاه صفحه نشه.بعد بدم کسی بخونه بعداز اتمامش
رمانم
-
تاریخ: 1397/2/20 ساعت: 1:45
امروزتوی اموزش وپرورش دکتربارونیان را که مدتی بود قصد کرده بودم ببینمشون اتفاقی دیدم. گفت نوشته هامو حاضره بخونه.طرح کلی داستانمو که گفتم علاقمندشد.میخوام رمانم که موضوعش فراروانشناسی هست رابدمش بخونه.ببینم نظرش چیه.
کتابم
-
تاریخ: 1397/1/21 ساعت: 23:27
سخت ولی خوش میگذره روزهای نوشتن کتابم.حتما تمامش میکنم و اونجوری درش میارم که دلم راضی باشه وکیف کنم با خوندنش
داداشم
-
تاریخ: 1396/12/4 ساعت: 22:14
سردار جان داداشم،همیشه سالم وپیروز باشی ودر درس هایت دردانشگاه موفق باشی.به اندازه دویست کیلومتر دوری بین من وشهرتو،دغدغه ات را دارم.به خدا می سپار مت.من نباشم و تو باشی ..خواهر بزرگت،فرخ لقا
کتاب من
-
تاریخ: 1396/10/26 ساعت: 23:15
به کتابی که دارم می نویسم امیدوارم.اگرچه کتاب اصلی خودم هستم.امیدوارم دیده بشه،خونده بشه وبهش توجه بشه .توجه جدی..
نوشتن
-
تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 14:43
باوقفه ای چندروزه،بازنوشتن کتابم رو میخوام ادامه ش بدم
نویسندگی
-
تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 1:51
قصدنوشتن دارم.اما این بارجدی ترازسالهای قبل.دوروزاست که می نویسم اماعنوان کتاب را مرتب ویرایش میکنم تا به مقصودقلبی ام ازنوشتن این کتاب برسم.اما چیزی که هست این است که موضوع کتابم اشاره به فروانشناسی وفراروان واموری اینچنینی دارد برایم دعاکن..
خدا
-
تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 23:28
خدایا،توی این تاریکی شب،توی این چاردیواری تاریک، که فقط خودم هستم وخودت ودخترکوچولوم که خوابیده میخوام یواشکی یه چیزی را بهت بگم. می دونم چون منو میشناسی شایدانتظارشو داری یاشاید هم چون می شناسی و می دونی که چقدتوی این سالها بهم سخت گذشته،نمیگم سخت نوشتی،میگم گذشت وتمام شایدانتظارشنیدنش را نداری ولی...
معنی قسمت وتقدیردریک کلام
-
تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 17:23
هرانسانی که حسرت داشته ها وموقعیت کسی را دارد بایدعدالت داشته باشدونداشته های ان شخص رانیز بخواهد. پس از ان است که می پذیردافرینش سهم همه راازشادی وغم،داشته ونداشته ،داده است. پس حسرت چرا
کمک کردن
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 16:45
وقتی کمککنی یکی باسوادشه،وقتی کمک کنی یکی بره سرکارومشغول شه،وقتی کمک کنی یکی توی کاراش موفق شه اون موقع است که اطراف خودت پرمیشه از ادمای باسوادوشاغل وموفق. وتو توی چه محیط باسوادوبافرهنگ وموفقی زندگی می کنی حالااگه برعکس اونچه که گفتم رفتارکنی ببین کجا زندگی خواهی کرد واطرافت واطرافیانت کیا هستن؟ی...
خوبی
-
تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 20:29
می توان در دفترفردانوشت خوبی از هرچیزدیگربهتراست